0
Ben o engelli çocuğum ki bana şifayı sen verdin.
0:00 0:00

Ben o engelli çocuğum ki bana şifayı sen verdin.

من همان خردسال معلولم که تو دادی شفا

Amin Qadim

İmam Rıza'ya (as) Münacat

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

من همان خردسال معلولم که تو دادی شفاء امام رضا

مادرم هم گذاشت بعد از آن اسم من را رضا امام رضا

کاسه های طلایی پر آب

بهترین نسخه مریضی هاست

چند سالی ست روی پا هستم

بی نیاز از دوام امام رضا

تویی غریبی و با غریبان هم

دیده ام که چه خوب تا کردی

بارها دیده ام که دادی تو

بینوا را نوا امام رضا

رو به گنبد نشسته بودم

که یادم افتاد مادر پیرم

چقدر ضجه میزد و میگفت

التماس دعا امام رضا

خواهرم نذر کبوتران حرم

گفت گندم برایشان بخرم

نامه ای داد و گفت با گریه

برسد به شما امام رضا

پدرم که خدا بیامرزد

صبح و شب یاد این حرم میکرد

گفت رفتی حرم بگو حتما

وقت مرگم بیا امام رضا

دوست دارم زیاد عرفه

کربلا زیر قبه باشم من

خارج از نوبتم ولی تو بده

کربلای مرا تو امام رضا

در حرم رو به پنجره فولاد

گفته ام بارها حسین حسین

اربعین در طریق کرببلا

گفته ام بارها امام رضا

بعد از این لال میشوم اما

این دو خط روضه خیر اموات است

با همین بیت شعر را هم میبرم کربلا امام رضا

در شلوغی رفت و آمد ها

در هیاهوی فتل و غارت بود

ناگهان چشم خواهری افتاد

به تنی زیر پا امام رضا

کاش میشد که حرمله نبرد یادگار علی اصغر را

کاش میشد که شمر هم نکشد معجر عمه را امام رضا

قد خم نبود تا که نگارش بایستد

حقش نبود شمر کنارش ...

اباعبدالله ...

من که چند سال است روی خاک میخوابم

حیف است نگذارم سرم را روی دامنت

کسی چون من اگر دیدی برای دیدنت جان داد

از او بستان تو جانش را در آغوشت بگیر لطفا

Benzer Eserler