0
Ona demiştim ki çadırda oturmam
0:00 0:00

Ona demiştim ki çadırda oturmam

گفته بودم بهش توی خیمه نمیشینم

Haj Mahmoud Karimi

Matem Ayı Muharrem

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

گفته بودم بهش توی خیمه نمیشینم

من به غیر از عمو هیچکسی رو نمیبینم

عمه جان دستمو رها نمیکنی چرا

من میخواهم با عمو برم به روی نیزه ها

روی سینه عمو نشسته شمر بی حیا

دارن آماده میشن بیان به خیمه ها

تشنمه بذار برم به دریا برسم

از رو دستای عمو به بابا برسم

زیر دست و پا برم به زهرا برسم

گفته بودم بهش که من از خون نمیترسم

از چیزی جز فراق عمو جون نمیترسم

عمه جانم تو رو خدا بهم نگو بمون

ببین از هر رگش بلنده فواره خون

سمت قتلگاه دارن میبرنش کشون کشون

عمه جون میگه بابام خودت رو زود برسون

بی عمو برای من بهشتم قفسه

بس که خون رفته ازش دیگه بی نفسه

من میرم تا که خدا به دادم برسه

Benzer Eserler