Kerbelâ ovası Mücteba kokulu
دشت کربلا پر از شمیم مجتبی
Muharrem'in altıncı gecesiDinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir
دشت کربلا پر از شمیم مجتبی
پهلوان معرکه یتیم مجتبی
بوسه زد به دستان ارباب شبیه یاران ارباب
برای رفتن به میدان محیا شده
با صلابت بانگ تکبیر گرفته مردانه شمشیر
نگاه اهل حرم مثل دریا شده
قاسم گل برادر حسین است انگار علی اکبر حسین است
نور حسن به میدان آمد انگار علی رجز خوان آمد
خیمه محو محشر دلاور حسن
بین خیمه منتظر برادر حسن
کرده با قیامش قیامت در آرزوی شهادت
در آتش غیرتش دشمنان شعله ور
زد به قلب بی رحم لشکر شبیه پیکار حیدر
ولی ز دلشوره های عمو بی خبر
دارد مدال رزم اشجع الناس
جنگ شاگرد و همرکاب عباس
خشمی به صورت ماه او
دست خدا به همراه او
نور حسن به میدان آمد انگار علی رجز خوان آمد ...
غرق شور و ولوله تمامی سپاه
حلقه محاصره به دور قرص ماه
ناله آمد از تازه داماد دمی که از مرکب افتاد
عمو بین خون قاسمت را ببین
نوجوان تو قد کشیده رگ امیدش بریده
ببین یتیمی که پا میکشد بر زمین
آمد عموی چون خزان شکسته
پیش جوان استخوان شکسته
گریان عمه او زینب بود
وقتی زیر سم مرکب بود
نور حسن به میدان آمد انگار علی رجز خوان آمد ...