0
Babacım sarıl
0:00 0:00

Babacım sarıl

بابایی بغل

Abdolreza Halali

Muharrem'in üçüncü gecesi

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

جای تو تو بغل من بود

نه زیر دست و پای دشمن

سنگ و خیزرون و نیزه ها

همه بوسیدنت به جز من

دست تقدیرو ببین بابا

چه جوری منو به تو دوخته

همه چیم رفته به تو حتی

موهامم مثل موهات سوخته

حتی ابروهام ترک لب هام

همه زخمام همه چی کبود شد

تک تک روزام بی تو من تنهام

همه رویاهام تو که رفتی دود شد

اصلا دیدی دخترت مثل مادرت قدش خم شده

موهامو شونه نزن میترسم بفهمی که کم شده

نازمو نمیکشن اما معجر دخترت رو میکشن

منو با خودت ببر لطفا اینا دارن منو میکشن

بگو این طناب پاهاشو از روی گلوم برداره

روزگارمو سیاه کردن واسه یه جفت گوشواره

ساکت و سردم من پر دردم

دیگه دق کردم باورت نمیشه

حالمو پرسید گریه هامو دید

هی بهم خندید این فقط یکیشه

بغل وا کن واسه من بابایی بغل من خسته شدم

منو نازم کن یه کم از بس که منو زدن خسته شدم

Benzer Eserler