0
Küçücük bedenine artık güç kalmadı
0:00 0:00

Küçücük bedenine artık güç kalmadı

دیگه به جسم کوچیکش تاب نیست

Hossein Sotoudeh

Muharrem'in yedinci gecesi

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

دیگه به جسم کوچیکش تاب نیست

بچه ام دیگه جون نداره خواب نیست

همش از این خیمه به اون خیمه

میگردم اما قطره ای آب نیست

شیرخواره گریه نکن

بارون نمیباره گریه نکن

اینجوری که خبر دارم عمو

مشکش شده پاره گریه نکن

دووم بیار با اینکه تقصیر منه

نذار بابات به هر کسی رو بزنه

لالایی لالایی لالایی ...

علی شبیه بند قنداقت

بند دل منم میشه پاره

سه شعبه واسه طفل شش ماهه

حکم سه تا سر نیزه رو داره

روی دستم زدنت

هم قد و قامت تیره بدنت

از تو شرمنده ام اگه به جای تیر

خون تازه ریخته دور بدنت

تا خیمه ها باید برو بیا کنم

روم نمیشه مادرتو نگاه کنم

لالایی لالایی لالایی ...

نبینم انقدر به هم ریختی

نبینم انقدر دل آشوبی

فدا سرت بچه شش ماهت

خودت که چیزیت نشده خوبی ؟!

سایه سر منی

میدونم رومو زمین نمیزنی

میشه فکر چند ساعت دیگه باشی

میشه قبرشو عمیق تر بکنی

آرزو هایی که داشتم بعد تو نقش بر آب شد

کوه رویای من از بعد رفتنت خراب شد

جای شکرش باقیه با اینکه از غمت میسوزم

زیر سایتم چقدر خوبه کنارمی هنوزم

دیگه دنیا بدون تو به من نمیسازه

هنوز میبینمت چشمات بازه برا تو میخونم لالایی

به اصرار عمه منم یه خورده آب خوردم

ببین برای تو هم آوردم ولی تو روی نیزه هایی

Benzer Eserler