Kapı tutuşmuş, alevlerin arasında yanıyor
آتیش گرفته در میسوزه بین شعله ها
Muhsiniyye GünleriDinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir
آتیش گرفته در میسوزه بین شعله ها
افتاده مادرم جلو چشم حرومیا
یه گوشه روی خاک افتاده دردسر شده
با ضربه های پا خانم بی پسر شده
مظلومه مادرم وای مادرم وای مادرم ...
میسوزه چادرش پیش نگاه شوهرش
هجوم آوردن و داره میلرزه دخترش
به زیر دست و پا نفس بریده مادرم
پهلوش شکسته شد پیش چشمای مضطرم
مظلومه مادرم وای مادرم وای مادرم ...
فضه بیا بیا بده کمک به مادرم
گمون کنم دیگه شهید شده برادرم
خون آبه میچکه از نوک تیز میخ در
شروع ماجراست شده مغیره حمله ور
مظلومه مادرم وای مادرم وای مادرم ...
میخندن عده ای به حال و روز مرتضی
بستن طناب رو دست شیر لافتی
مظلومه مادرم وای مادرم وای مادرم ...