0
Huzur köşesi
0:00 0:00

Huzur köşesi

کنج عافیت

Seyed Reza Narimani

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

درد زهرا درد دین بود

درد جمع مسلمین بود

مردم اما بی تفاوت

قصه این بود قصه این بود

او خطبه خواند و سر تکان دادند

او گفت برخیزید خوابیدند

فریاد زد ساکت نباید بود

فریاد او را برنتابیدند

هم خانه و هم مسجد و هم کوچه در این شهر

در معرکه فاطمه میدان نبردی است

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی درد ندانی که چه دردی است

وا اسفا وا اسفا

آه از این زخم جفا

یا زهرا ...

آه او تا آسمان رفت

او ز دنیا قد کمان رفت

از جفای مردمی که

عهد خود را یادشان رفت

او روزها دنبال حق میرفت

با درد سر میکرد شب ها را

اما به کنج عافیت میدید

در شهر خود دنیاطلب ها را

مردان همه در خانه و زهراست به میدان

این صفحه تاریخ سراسر همه درس است

محروم شد امت ز علی بعد پیمبر

این عاقبت منفعت اندوزی و ترس است

وا اسفا وا اسفا

رفته حیا مرده وفا

Benzer Eserler