0
Bu milletin kızı, tesettürünün hükmünü bilir
0:00 0:00

Bu milletin kızı, tesettürünün hükmünü bilir

دختر این قوم تکلیف حجابش روشن است

Seyed Hamidreza Barghie

Hazreti Rugayye'nin (sa) şehadeti

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

انتقامش را گرفت این گونه با اعجاز آه

آه او شد خطبه او روز دشمن شد سیاه

قصه کرب و بلا را دختری تغییر داد

کاخ ها ویرانه شد ویرانه اش شد بارگاه

چادرش دست نوازش بر سر صحرا کشید

سبز شد خار مغیلان و فدک شد هر گیاه

دختر این قوم تکلیف حجابش روشن است

چادر او تار و پودی دارد از خورشید و ماه

دختر اِنّا فَتَحنا اشک میریزد ولی

گریه های او ندارد رنگ زاری هیچ گاه

بر سرش می ریخت خاک از بام‌ها، می سوختند

دختران زنده در گور عرب از این گناه

بین طوفان غنچه و گل سر در آغوش هم اند

او به زینب یا که زینب میبرد بر او پناه

تا شود زهرا فقط یک کار باقی مانده داشت

شانه زد بر آن پریشان تنور و قتلگاه

چون زبانش بند می آمد خجالت میکشید

با سر بابا سخن میگفت، اما با نگاه

آه بابا پا به پایت سوختم، خوردم زمین

رنگ گیسویم دلیل و زخم پهلویم گواه

ماند داغ ناله من بر دل دشمن فقط

خیزران وقتی که خوردی زیر لب میگفتم آه

جنگ پایان یافت بعد از تو چهل منزل ولی

عمه میجنگید با دستان بسته بی سلاح

اربعین من نیستم از او سراغم را نگیر

این امانت دار را شرمنده تر از این مخواه

بعد از این هرجا که رفتی با تو می آیم پدر

پای من زخمی ست اما رو به راهم رو به راه

Benzer Eserler