0
Zamandan bıktım
0:00 0:00

Zamandan bıktım

از زمونه سیرم

Javad Moghadam

Hazreti Rugayye'nin (sa) şehadeti

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

از زمونه سیرم با خودم درگیرم

من جوونیمو از این دنیا چه جوری پس بگیرم

کرده غصه ات پیرم دوری شد تقدیرم

تو خودت میدونی دیگه روضه ات هم نیام میمیرم

با رفیقم ما چقدر سینه زدیم

یادت میادش آقا ما رو آقا که

ما با هم روضه میومدیم الآن اون زیر خاکه

اومده پیش خودت گریه کنه من که میدونم

یاد اون روزا میخواهم با گریه هام روضه بخونم

روضه امشب عزیزم روضه عشق و وصاله

روضه اونی که میگن بی بیه اما سه ساله

ای حسین جانم حسین جان ...

دخترت ترسیده زجر بهم خندیده

هی با طعنه بهم میگه عمو اباالفضلت رسیده

سر رو خاک میذارم با کتک بیدارم

تو خودت بهش بگو من دخترم غروری دارم

تو بیابونا نبودی روی این خارا دویدم خیلی دویدم

آخ بابا میدونی که از دست زجر زجری کشیدم

روبروی نیزه سرت منو خیلی کتک زد بابا چه بد زد

خاطره خوبی نداری ولی بابا نبودی خیلی لگد زد

خیزران لبهاتو بوسید جای بوسش رو لباته

امشب آرزوم بابایی باز شنیدن صداته

ای بابایی ای بابایی ...

میبینی دنیا رو حالمون شد زار و

عمه کاش نبینه زخمای لب و دندون ما رو

حالمونم خوب نیست تو دلم آشوبه

نه روی لب تو نه رو تنم اصلا که جا چوب نیست

دیدی دست ساربان خالیه انگشتر رو دادی ای مهربون

رفت سرت توی تنور نخورد دیگه لبم به نونم حتی به نون

آخ نگاهم کردی همش نشد تو آغوشم بگیری قلبم گرفته

ضربه ای که خوردم از خولی و زجر یادم نرفته

وقتمون کمه عزیزم میبینیم همو ایشالا

دنیا جای ما دو تا نیست کاش بشه بریم از اینجا

ای بابایی ای بابایی ...

Benzer Eserler