0
Çocukluğumdan beri yakıcı ahla ağladım
0:00 0:00

Çocukluğumdan beri yakıcı ahla ağladım

از کودکی با آه سوزان گریه کردم

Seyed Hojjat Bahr al-Olami

İmam Muhammed Bakır'ın (as) şehadeti

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

از کودکی با آه سوزان گریه کردم

با کاروان دیده گریان گریه کردم

هر بار با مویی سپید و قامتی خم

عمه صدا میزد حسین جان گریه کردم

دنبال مرکب پابرهنه میدویدم

دنبال زن ها در بیابان گریه کردم

دیدم که دسته دسته در گودال رفتند

شد شاه عالم سنگ باران گریه کردم

دیدم یکی زانو زده بر روی سینه

گیسوی جدم شد پریشان گریه کردم

دیدم که آب مشک را روی زمین ریخت

سر میبرید از ذبح عطشان گریه کردم

پیراهن یوسف به چنگ گرگ افتاد

پیر بنی هاشم شد عریان گریه کردم

دیدم سپاهی حمله کرده سوی خیمه

تا صبح من شام غریبان گریه کردم

هم بازی ام را پیش چشمم زجر میزد

گم شد رقیه در بیابان گریه کردم

پیدا که شد تا صبح با عمه کشیدم

از گیسویش خار مغیلان گریه کردم

با چشم هایم کوچه های شام دیدم

کوچه به کوچه با اسیران گریه کردم

دیدم که ناموس خدا گشته گرفتار

بر حال عمه من فراوان گریه کردم

دیدم که میبندد یکی با خیزرانش

لب های یک قاری قرآن گریه کردم

Benzer Eserler