0
Babacım bu gece misafirimsin diye mutluyum
0:00 0:00

Babacım bu gece misafirimsin diye mutluyum

بابایی خوشحالم که تو امشب رو مهمون منی

Mohammad Ebrahimi Asl

Muharrem'in üçüncü gecesi

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

بابایی خوشحالم که تو امشب رو مهمون منی

توی تشتی اما بدون بازم بابا جون منی

افتاده رو زبون کل شهر حکایتم

افتاده جای دست حرمله رو صورتم

تازه به یاد دخترت، بزم شراب اومده

هرچی سر من نیومد سر رباب اومده

بابایی خوشحالم که تو امشب رو مهمون منی

توی تشتی اما بدون بازم بابا جون منی

افتاده رو زبون کل شهر حکایتم

میسوزه بابایی سوختگیای بدنم میسوزه

میسوزه بس که سیلی خوردم اینجا دهنم

تازه به یاد دخترت، بزم شراب اومده

هرچی سر من نیومد سر رباب اومده

بابایی بستن دستمو

دستای من کرده ورم

دختر تو نیستم اگه

پیش تو از دنیا نرم

میترسم از نگاه شر و از چشای هیز

میترسم یکی به دختر تو گفت کنیز

میترسم ای بابا

خندیدن روی نیزه بودی بابا به سرت خندیدن

دخترای حرمله به دخترت خندیدن

خون روی دست من از زخم طناب اومده

هرچی سر من نیومد سر رباب اومده

Benzer Eserler