0
Hüzünlü bir hikâye; ay, toprağın altında
0:00 0:00

Hüzünlü bir hikâye; ay, toprağın altında

قصه دردناکه مهتاب زیر خاکه

Haj Mahmoud Karimi

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

قصه دردناکه مهتاب زیر خاکه

دل ها دشت خونه

خورشید سینه چاکه سینه چاکه

دست پدر خاک خاکیه

آه از دل مولا حاکیه

حق داره که با اون همه مهر

از شهر مدینه شاکیه

آه کشید نگم چه آهیه نا امید سر دو راهی

خیر ندید بعد زهرا مونده شاه بی سپاهی

زخماش تا بودش میسوخت تار و پودش

امشب حیدرو کشت بازوی کبودش

چشمای کفن بارونیه اشکای علی پنهونیه

امشب علی فهمید که چرا اون چادر خاکی خونیه

درد کشید نگم چه دردی آه کشید چه آه سردی

ناله زد پاشو نگاه کن با دل علی چه کردی

آه کشید نگم چه آهیه نا امید سر دو راهی

خیر ندید بعد زهرا مونده شاه بی سپاهی

میرم از خونه جبرئیل روضه خونه

پیغمبر کنار قبر بی نشونه

رفتی و علی بیچاره شد

بند دل زینب پاره شد

هر دفعه که بی هوش شد حسن

از غصه اون گوشواره شد

حبس شده تو سینه امشب

ناله حسین و زینب

مجتبی همش با گریه اسمتو میاره بر لب

حیدر تنها شد درداش بی دوا شد

تا اینکه قراره بعدی کربلا شد

جسمی که شد از تیر سینه چاک

میخونه اخا ادرک اخا

زهرا میاد و میبوسه اون

دستایی که افتاد روی خاک

اون که ماه عالمینه رو لبش شهادتینه

مرهم زخم ابالفضل اشک مادر حسینه

یا حسین غریب مادر ...

Benzer Eserler