0
Kal, üzülme; ne oldu zamana
0:00 0:00

Kal, üzülme; ne oldu zamana

بمون کم نیار چی شد روزگار

Seyed Reza Narimani

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

بمون کم نیار چی شد روزگار

باید ذوالفقار غلاف کنم

به دورم نگرد تنت داره درد

منم که باید طواف کنم به دور تو

رو مردت حساب کن

تو مرگو جواب کن

نذار رو مرگت حساب کنن

بگو بهتری که

یه وقتی نری که

علی رو خونه خراب کنن

حبیبه نرو علی غریبه ...

کنارم بشین علی رو ببین

یه دستی به این خونه بکش

یه حرفی بزن تو رو جون من

به موی حسن شونه بکش

زهرای من تو این شهر نامرد

تو هر روز با این درد

در رو وا میکنی سلام کنی

یه کم خوب نگاهم کن

بلند تر سلام کن

مگر که میخواهی رهام کنی

حبیبه نرو علی غریبه ...

تو اون روز بد لگد تو لگد

مغیره میزد قنفذ میزد

تو کوچه مدام جلوی چشمام

با تیغ و نیام قنفذ میزد

ای وای من

شدی نیمه جون که

سر پا نمون که

یه وقت به پهلوت فشار نیاد

پر از زخمه پهلوت

میدم حق به بازوت

بخواهد با دستت کنار نیاد

حبیبه نرو علی غریبه ...

Benzer Eserler