0
Bir süredir
0:00 0:00

Bir süredir

چند وقتیست

Haj Mahmoud Karimi

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

چند وقتیست سرم روی تنم می افتد

دست من نیست که گاهی بدنم می افتد

نقش لاله به روی پیرهنم می افتد

دست من کار کند مطمعنم می افتد

من چگونه بپرم بال و پرم سوخته است

به خدا بیشتر از تو جگرم سوخته است

من ز تب کردن و بیمار شدن خسته شدم

بر سر خادمه سربار شدن خسته شدم

با تن سوخته تب دار شدن خسته شدم

من از این دست به دیوار شدن خسته شدم

شانه از دست من افتاد دل زینب سوخت

چشم من بر حسن افتاد دل زینب سوخت

آن قدر آب شدم من که تنی نیست که نیست

مثل تسبیح شدم من بدنی نیست که نیست

جز حلالم کن علی جان سخنی نیست که نیست

هر چه گشتم به خدا یک کفنی نیست که نیست

کاشکی زودتر این پیرهن آماده شود

بهر فردای حسینم کفن آماده شود

Benzer Eserler