0
Beyaz bir çadırla evime geldin
0:00 0:00

Beyaz bir çadırla evime geldin

تو به خونم اومدی با یه چادر سفید

Seyed Majid Bani Fatemeh

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

تو به خونم اومدی با یه چادر سفید

توی این شب سیاه وقت رفتنت رسید

دیدنت توی کفن بند دلمو برید

همش به فکر من بودی

قرار نبود به این زودی

خاموش بشه چراغ خونه

بری علی تنها بمونه

ای خاک امانتی برات آوردم

ای خاک فاطمه مو به تو سپردم

مرهمی نخواستی و درد تو دوا نشد

حاجتم تو بودی و حاجتم روا نشد

توی هیچ دعای تو حرف شفا نشد

ای همسفر دیدی آخر جوون جوون شدی پرپر

دیدی تو رو ازم گرفتن

دیدی غمت چه کرده با من

ای وای پرستوی گیسو سفیدم

ای وای پهلوی مجروح تو دیدم

ای خاک امانتی برات آوردم

ای خاک فاطمه مو به تو سپردم

روی هر گل برگ تو پر زخم کاریه

روی سنگ غسل تو خون تازه جاریه

غرق خون خزون این باغ بهاریه

پا تا سرت پریشونه

پرت هنوز پر از خونه

رفتی با زخمایی که بازه

دشواره این تشیع جنازه

باید نماز میت رو بخونم

باید هر جور شده زنده بمونم

ای خاک امانتی برات آوردم

ای خاک فاطمه مو به تو سپردم

میباره روی لحد گریه های زیبین

دخترت تو گریه هاش میخونه شهادتین

نوحه زینب شده ای بی کفن حسین

میای دوباره در حالی که با حسین تو گودالی

تا میرسه گلو به خنجر با ناله غریب مادر

ای وای که خواهرش میره اسارات

ای وای انگشترش میره به غارت

Benzer Eserler