0
Sanki hiç umursamıyorsun
0:00 0:00

Sanki hiç umursamıyorsun

انگار نه انگار

Ali Akbar Haeri

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

کی میگه خنده تلخ مثل آب روی آتیشه

هی آب سرد میخورم جیگرم خنک نمیشه

بسوزه دنیایی که گریه سنگم درآورد

وقتی شکست با لگد تو مدینه بار شیشه

حرفی نمیزنه ولی دهن وا میکنن زخمهاش

به ما میگن همه چیز و

که غم میباره پشت غم

که روز از نو و درد از نو

خاموش شد آتیش در پس دل ما چی

زینب میگه اگه بره پیش خدا چی

انگار نه انگار که یه روز این خونه مادر داشت

آئینه تا که صورتش رو دید ترک برداشت

وقتی که پرپر زد همه گفتن مگه پر داشت

باز جای شکرش باقیه فاطمه دختر داشت

قنفذو دیدم که میخنده از کنارم رد میشه

دست و زانوی پهلوون بلرزه خیلی بد میشه

زدن رفتن

عجب داغی گذاشتن به دل حسن رفتن

گذاشتن رد خونش رو روی کفن رفتن

انگار نه انگار که یه روز این خونه مادر داشت

آئینه تا که صورتش رو دید ترک برداشت

وقتی که پرپر زد همه گفتن مگه پر داشت

باز جای شکرش باقیه فاطمه دختر داشت

Benzer Eserler