Gülümdün ve beni gül suyuna çevirdiler
گلم بودی و گلاب کردنت
Fatimiyye GünleriDinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir
گلم بودی و گلاب کردنت
طبیبای شهر جواب کردنت
چقدر پشت در عذاب کردنت
طبیبای شهر جواب کردنت
او باش زدند
اون حروم زاده زد غلاماش زدند
پیش چشم همه شلّاق به دستاش زدند
او باش زدند
فریاد زدند
سر مادرم جلوی بچه هاش داد زدند
مادرم همین که توی کوچه افتاد زدند
فریاد زدند
یکی طبیب خبر کنه مادرم از هوش رفت
روی تنش در افتاد یه لشکر از روش رفت
مادرم از هوش رفت
نگفت با خودش که این مادره
رو چشم تو جای انگشتره
الهی خدا ازش نگذره
کبود میشه هر چقدر میگذره
بیمار نبود
چشمای مادر من که قبل این تار نبود
مادرم نیمه شب ها این همه بیدار نبود
بیمار نبود
تا در شکست
جوری با لگد زدند سینه شکست
سر شکست
جلوی اهل محل غرور حیدر شکست
عجب قیامتی شده
تو خونمون جا نیست
تا چشم کار میکنه فاطمه پیدا نیست
فاطمه پیدا نیست
زدند زدند زدند زدند
کی سرت داد کشید
به اون صدا لعنت
حسن از خواب پرید
به کوچه ها لعنت
فضه فریاد کشید
به میخ در لعنت
به رد چکمه چهل نفر لعنت
Benzer Eserler
Medine’nin sessizleri
Mehdi Rasouli
Fatıma’nın sloganı
Mehdi Rasouli
Anneye feda
Mehdi Rasouli
Lanet
Mehdi Rasouli
Allah’ın sırrı
Mehdi Rasouli
Hayır, susmak yok
Mehdi Rasouli
Allah’a yakınlık için
Mehdi Rasouli
Gitme
Mehdi Rasouli
Zehra için
Mehdi Rasouli
Ali’nin kaderi
Mehdi Rasouli
Siyahlık bütün dünyayı kaplıyor
Mehdi Rasouli
Halksız
Mehdi Rasouli
En hayırlı amel Fatıma sevgisidir
Mehdi Rasouli
İbret alın
Mehdi Rasouli
Ana’nın gözyaşları gecesi sona erdi
Mehdi Rasouli
Ey eşi benzeri olmayan aşk, en güzel rüya
Mehdi Rasouli