0
Gülümdün ve beni gül suyuna çevirdiler
0:00 0:00

Gülümdün ve beni gül suyuna çevirdiler

گلم بودی و گلاب کردنت

Hossein Taheri

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

گلم بودی و گلاب کردنت

طبیبای شهر جواب کردنت

چقدر پشت در عذاب کردنت

طبیبای شهر جواب کردنت

او باش زدند

اون حروم زاده زد غلاماش زدند

پیش چشم همه شلّاق به دستاش زدند

او باش زدند

فریاد زدند

سر مادرم جلوی بچه هاش داد زدند

مادرم همین که توی کوچه افتاد زدند

فریاد زدند

یکی طبیب خبر کنه مادرم از هوش رفت

روی تنش در افتاد یه لشکر از روش رفت

مادرم از هوش رفت

نگفت با خودش که این مادره

رو چشم تو جای انگشتره

الهی خدا ازش نگذره

کبود میشه هر چقدر میگذره

بیمار نبود

چشمای مادر من که قبل این تار نبود

مادرم نیمه شب ها این همه بیدار نبود

بیمار نبود

تا در شکست

جوری با لگد زدند سینه شکست

سر شکست

جلوی اهل محل غرور حیدر شکست

عجب قیامتی شده

تو خونمون جا نیست

تا چشم کار میکنه فاطمه پیدا نیست

فاطمه پیدا نیست

زدند زدند زدند زدند

کی سرت داد کشید

به اون صدا لعنت

حسن از خواب پرید

به کوچه ها لعنت

فضه فریاد کشید

به میخ در لعنت

به رد چکمه چهل نفر لعنت

Benzer Eserler