0
Yumuşa ey yara
0:00 0:00

Yumuşa ey yara

کوتاه بیا ای زخم

Seyed Mohammadreza Noshavar

Fatimiyye Günleri

Dinlediğiniz sinezenin orjinal sözleri aşağıda verilmiştir

کوتاه بیا ای زخم کوتاه بیا

ای درد کمی با من تو راه بیا

چند شبه نخوابیدم

چند شبه صورت زینبو نبوسیدم

حرف زدن برام سخته

چند شبه احوال بچه مو نپرسیدم

دیگه این مادر واسشون مادر نمیشه

حالم از این بدتر نشه بهتر نمیشه

ای روزگار بی وفا ...

ماه و چهل نامرد تو این مصاف

با من چه کردی ای ضرب غلاف

بازو هام ورم داره

هی میخواهم راه برم این درد نمیذاره

چند روزه که تب دارم

هر چی که میکشم از داغی مسماره

هنوزم روضه میخونه از سوز جگر

هنوزم خون محسنه رو چوبه در

ای روزگار بی وفا ...

روضه مگه میشه سربسته تر

دارم میمیرم از درد کمر

بی هوا زمین خوردم

اون روزی که من رو زد یه بی حیا مردم

روضه روضه کوچه است

روضه خون تو بگو من دیگه کم آوردم

مادر ساداتو زدن آی غیرتیا

وسط کوچه ناله زد ای فضه بیا

مقتل مینویسه

دور و بر مادرم شلوغه ایشاالله که دروغه

محسنو که کشتن دیگه تار میبینه

دیگه چشماش بی فروغه

ایشاالله که دروغه

کار زنونه شد

فضه رو صدا کرد

به علی نگفت

مادرم حیا کرد

وقت نفس کشیدنم ندادن

یکی دو تا نیستن که زیادن

به جون خونه علی افتادن

درو زد مادرو زد

پهلوی زهرا شکست

انگاری حیدرو زد

پهلوی زهرا شکست

سوره کوثرو زد

بد زدن لگد زدن

مادرم زمین افتاد

یارالی ننه ...

Benzer Eserler